عشق

وقتي که آدم از درخت زندگي روگرداند و بسويیِ درخت آگاهي خوب و بد رفتآنگاه که خدا بديدنش آمد
اولين کارش متهم کردن حوا بود
يعنی جدايی
يعنی کاهش عشق

شما خيال ميکنيد که ميدانيد که عشق چيست
و به همين دليل هم هيچوقت به آن فکر نميکنيد
و هيچوقت کسی به شما نياموخته است که تنها عشق
عشقِ مينوی ای است که در درونِ شما است 
و اين ناآگاهی نميگذارد که به اين عشق دسترسي داشته باشيد
! اين عشق درونِ شما است و شما به آن دسترسی نداريد 
به همين خاطر است که خودتان را تهی از عشق احساس ميکنيد
و انتظار داريد که طرف مقابل شما را پر سازد
.کاری که بطور دائم از کسی بر نميآيد

و اين بازی سالهاست که اِدامه دارد

چيزی که بايد فهميد اين است که عشق الهی درونِ ما است
پس اگر شخصي به من آيد، احتياجی به زندانی کردنش ندارم
و اگر جدا شود، البته افسوس است، اما از عشق درونيی من چيزی کم نميشود

.حال، اين با شما است که اين واقعيت را به فرزندان خود تعليم دهيد