٢٣ مرداد. جزئی از تمام

همانطوریكه تو با هنرها و استعدادهای خودت به "تمام" خدمت میكنی، همانطور هم هر قسمت "پازل" زندگی عمل میكند و مجموع این‌ها کمال را شکل میدهد. هنرها و استعدادهای مخصوص تو كدام ها هستند؟ چرا آنها را تقسیم نكنی بجای آنكه پنهانشان كنی؟ چرا كه همه آنها لازم هستند.

تو میتوانی فكر كنی كه هنرهای زیادی داری و یا كم و یا اینكه هیچ چیزی برای عرضه کردن نداری، اما این حالت آخر ممكن نیست. تو چیز منحصر به فردی داری، چیزی برای دادن كه هیچ كس دیگر نمی تواند آنرا بدهد، و این چیز بخصوص لازم است، و فقط به تو بستگی دارد كه آنرا پیدا كنی و بدهی.

همه چیز لازم است تا "کل" كامل باشد.

هر كدام از پیچ و مهره های كوچك یك ساعت لازم هستند. هر عضو بدن، هر كدام از سلولهای ریز بدن و هر كدام از اتمهایش برای تشكیل بدنی كامل لازم هستند.

وقتی كه توانستی خودت را جزئی از تمامی ببینی، آنگاه دیگر نمی خواهی جلوی آنچه را برای دادن داری بگیری.

 

کتاب صدای کوچک